|
سلام من خيلي خوشحال هستم که دوباره دارم براتون مينويسم. خيلي دلم براتون تنگ شده بود. چرا بهم سر نمي زنيد و نظر نمي ديد. من روز دوشنبه با معلممون با بچهها اردو رفته بوديم. اونجا فوتبال بازي کرديم. آلاکلنگ بازي کرديم. خيلي بازي کرديم و خيلي خوب بود. ساعت 3 به خونه برگشتيم. من خيلي گرسنه بودم. آخه مي دونيد، يادم رفته بود که همه غذاهام را بخورم. وقتي به خونه اومدم به مامانم گفتم که من خيلي گرسنه هستم و مامانم غذاها را توي کيفم پيدا کرد و داد بخورم. خيلي خوشمزه بود. بعد از بس خسته بودم خوابيدم و خيلي خواب رفتم. خداحافظ
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 23:17  توسط مهدي كوچولو
|
|
|